ساعت نه و نیم شب ، فرصت شد برم مراسم جشن عروسی پسر بررسی از مرجع همسایه طبق کپی رایت خوابم می آد ولی می نویسمش تا مطالب از مغزم بیاد اینجا و ، وقایع جلو چشمام رژه نرنموسیقی صداش تا اوج بلند بود مراسم مختصری بود که توی خونه خ دفتر خاطرات دختری 40 ساله...ما را در سایت دفتر خاطرات دختری 40 ساله دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 172 تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:46
یادمه چند سال قبل که همسایه دیوار به دیوارشون عروسی داشتن و توی خونشون بساط آوازو موسیقیشون به راه بودمی گفت آدم باید شعور داشته باشه شب به این فکر کنه که مردم خوابیدن صدا موسیقی مراسم جشن رو اینقدر دفتر خاطرات دختری 40 ساله...ما را در سایت دفتر خاطرات دختری 40 ساله دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 157 تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:46
ما را در سایت دفتر خاطرات دختری 40 ساله دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 180 تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:46
صبح رفتم بیرون پولامو از فلان بانک خارج کردم و تمااااام هر چند خیلی حیف شد ولی چه کنم چشام یه کم ترسیده دیگه نمی شه اعتبار کردبعدشم توی گرمای ظهر شهر مسافت طولانی رو تا خونه پیاده اومدم تا کله ام دفتر خاطرات دختری 40 ساله...ما را در سایت دفتر خاطرات دختری 40 ساله دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 166 تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:46
ما را در سایت دفتر خاطرات دختری 40 ساله دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 152 تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:46
یکی دو روز مونده به محرم رفتم آرایشگاهاونجا خانمی رو دیدم که یه زمانی در دبیرستان هم بررسی از مرجع مدرسه طبق کپی رایت ای بودیمو گمونم هم سنو سال هم بودیماما هم رشته ای و هم کلاس نبودیم ایشون اون زمان رشته ی بهداشت می خونده دفتر خاطرات دختری 40 ساله...ما را در سایت دفتر خاطرات دختری 40 ساله دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 152 تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:46
ما را در سایت دفتر خاطرات دختری 40 ساله دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 147 تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:46
دیروز عصر رفتم بیرون
یه چهارده تا نخ بافتنی خریدم
شد چهلو دو تومنو اندی
نخها نسبت به قبل خیلی گرون شدن
متاسفانه دیگه آدم کار هنری رو هم با این گرونیای روزانه باید ببوسه بذاره کنار خودشم بره بمیره والا
دفتر خاطرات دختری 40 ساله...ما را در سایت دفتر خاطرات دختری 40 ساله دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 159 تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:46
ملت ما ملت عجیب غریبین یعنی در همه ی امور عجیب غریبنحالا در این مورد خاص که این روزها در کشور اتفاق افتاده هم عجیب بودنشونو به وضوح به نمایش گذاشتنموضوع بحرانی و بغرنج این چند وقت توی کشورمون تورم دفتر خاطرات دختری 40 ساله...ما را در سایت دفتر خاطرات دختری 40 ساله دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 174 تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:46
رفته بازار و برگشته چندتا بررسی از مرجع استکان طبق کپی رایت کوچولو خریده نشونم می دهبهش می گم حالا کی این روزا از این بررسی از مرجع استکان طبق کپی رایت کوچولوها چایی می خوره ؟ مهمون دوست داره توی لیوانک چایی بخوره
می گه اتفاقا داشتم به فروشنده می گفتم که
از بس مردم قرو ادا اطوار اومدن از لیوانکا چایی خوردن الان به خاطر گرون شدن جنسو کالا های مختلف از جمله چایی دیگه بهتره چایی رو از این استکان کوچولو نوش جان کنن !
دیگه رسما لال شدما
ما را در سایت دفتر خاطرات دختری 40 ساله دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 127 تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:46